زود تبریز استقلال تراکتورسازی سید مهدی رحمتی

زود: تبریز استقلال تراکتورسازی سید مهدی رحمتی اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی قالیباف با خود‌شکنی دنبال رای است

«خیزی که قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری برداشته علاوه براینکه ممکن است خاکریز های رقیب را فتح کند ولی بدون شک خاکریز های خود را نیز ویران می کند. قالیباف در

قالیباف با خود‌شکنی دنبال رای است

قالیباف با خود شکنی دنبال رای است

عبارات مهم : سیاسی

«خیزی که قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری برداشته علاوه براینکه ممکن است خاکریز های رقیب را فتح کند ولی بدون شک خاکریز های خود را نیز ویران می کند. قالیباف در انتخابات پیش رو جهت تسویه حساب و حرف های نگفته وارد صحنه شده است هست. وی به دنبال عیان کردن پشت پرده ها و شکستن حرمت هاست. قالیباف تلاش می کند با خودشکنی آرای روحانی را نیز بشکند.

قالیباف با خود‌شکنی دنبال رای است

آقای قالیباف باید این توصیه را در نظر داشته باشد که بازی کردن با خشم ممکن است جهت وی نتیجه تصویر داشته باشد. در نتیجه بهتر است کارت بازی خود را با یک لبخند روی میز بازی بگذارد».

جملات اوج سحنان دکتر محمدرضا تاجیک فعال سیاسی جریان اصلاحات در گفت وگو با «آرمان» هست. دکتر تاجیک همچنین در تحلیل آرایش سیاسی انتخابات ریاست جمهوری عنوان می کند: «در شرایط کنونی هر دو جریان سیاسی کشور روی دو کاندیدای خود یعنی آقای روحانی و رئیسی سرمایه گذاری کرده اند و به همین علت می توان این انتخابات را یک انتخابات دو قطبی نام نهاد. با این همه، دو قطبی کنونی با دو قطبی سال۷۶ متفاوت است.

«خیزی که قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری برداشته علاوه براینکه ممکن است خاکریز های رقیب را فتح کند ولی بدون شک خاکریز های خود را نیز ویران می کند. قالیباف در

دلیل این مساله نیز این است که من در این دو قطبی نوعی انعطاف مشاهده می کنم که در انتخابات سال۷۶ وجود نداشت. به همین علت من این دو قطبی را «دوقطبی منعطف» نامگذاری می کنم. مسابقه آقای روحانی و آقای رئیسی فضا را رادیکال و آنتاگونیستی نمی کند. شاید اگر آقای روحانی و آقای قالیباف در دو طرف مسابقه قرار می گرفتند فضا رادیکال تر و آنتاگونیستی تر می شد. به نظر می رسد جریان های سیاسی تلاش کرده اند با رویکردی ملایم تر وارد مسابقه های انتخاباتی شوند و از رادیکال شدن فضا جلوگیری کنند». در ادامه متن این گفت وگو را از نظر می گذرانید.

چرا جریان اصلاحات در مقطع کنونی به این نتیجه رسید که به صورت همه جانبه از آقای روحانی حمایت کند؟

دلیل نخست این مساله به فقدان یک آلترناتیو اصلاح طلب باز می گردد. شاید اصلاح طلبان به تعبیر شفیعی کدکنی «آنچه را که می دیدند نمی درخواست کردند و آنچه را که می خواستند، نمی دیدند». اصلاح طلبان در فضای سیاسی کشور آن کسی را که می دیدند، نمی درخواست کردند و آن کسی را هم که می خواستند، نمی توانستند به صحنه بیاورند. علت دوم این مساله کارکرد چندگانه آقای روحانی جهت جریان اصلاحات هست. شاید در شرایط کنونی آقای روحانی بهتر از یک کاندیدای اصلاح طلب بتواند اهداف اصلاح طلبان را دنبال کند و در این زمینه قدم بردارد. علت سوم حمایت از آقای روحانی وحشت از روی کار آمدن غیر اصلح دیگر در فضای سیاسی کشور بوده است.

قالیباف با خود‌شکنی دنبال رای است

دلیل چهارم این مساله نیز این است که اصلاح طلبان به صورت طبیعی با کارتی که در اختیار ندارند نمی توانند بازی کنند و باید با کارتی که در اختیار دارند، بازی کنند. به نظر می رسد که در شرایط کنونی عالی ترین و عقلایی ترین گزینه جهت اصلاح طلبان آقای روحانی باشد و به همین علت جریان اصلاحات همه تخم مرغ های خود را در سبد ایشان قرار داده هست. البته نظر های من تا حدودی با این پرسشها فاصله دارد. به نظر من جریان بزرگ، اصیل و نخبه پرور اصلاحات می توانست به گونه دیگری عمل و افکار عمومی را نیز به سود خود تهییج کند. با این همه، و با در نظر گرفتن فاصله انتقادی که با آقای روحانی دارم اعتقاد دارم در شرایط کنونی عالی ترین گزینه جهت جریان اصلاحات آقای روحانی است و بنده نیز ایشان را گزینه برتر می دانم و اعتقاد دارم باید به نظر اکثریت اصلاح طلبان که از آقای روحانی حمایت می کنند احترام گذاشت.

آیا از آقای روحانی انتظار دارید در دولت دوم خود زمینه را جهت روی کار آمدن یک دولت اصلاح طلب در آینده مهیا کند؟

در پاسخ به پرسش شما به قول لاکان، در موقعیت یک سوژه هیستریک قرار می گیرم. همواره میان آروزها و آرزوی بزرگ ها و واقعیت های موجود فاصله وجود دارد. آنچه بنده به عنوان یک اصلاح طلب از دولت آینده آقای روحانی طلب دارم این است که دولت ایشان باید از گفتمان اصیل اصلاح طلبی بهره بیشتری ببرد. آقای روحانی نباید در فردای ورود به پاستور اصلاح طلبان را بیرون از پاستور نگه دارد. سخن من به هیچ عنوان به معنای سهم خواهی نیست. با این همه، آقای روحانی باید این توصیه را در نظر داشته باشد که اصلاح طلبی تنها آلترناتیو آینده جامعه هستند و تنها با این آلترناتیو است که می توان به آینده امیدوار بود. آقای روحانی باید از دقایق گفتمانی و نیروهای اصیل این جریان در جهت تحقق اهداف خود استفاده کند.

«خیزی که قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری برداشته علاوه براینکه ممکن است خاکریز های رقیب را فتح کند ولی بدون شک خاکریز های خود را نیز ویران می کند. قالیباف در

بنده به صورت صریح عنوان می کنم که آقای روحانی باید در آینده یک دولت ائتلافی تشکیل بدهد. آقای روحانی به خوبی به این توصیه باور دارند که اگر درانتخابات پیش رو پیروزی در راه باشد وامدار جریان اصلاح طلبی خواهد بود. با این همه، بنده هنگامی که عنوان می کنم در موقعیت یک سوژه هیستریک قرار گرفته ام به علت این است که بین آنچه از دولت آینده آقای روحانی آرزو می کنم با واقعیت های موجود فاصله می بینم. با این همه، اصلاح طلبان از آقای روحانی حمایت خواهند کرد و آرزو می کنند که در کارشان موفق باشند.

چرا این طور فکر می کنید؟

قالیباف با خود‌شکنی دنبال رای است

تحلیل من براساس شناختی است که از گفتمان اعتدال و شاخصه هایی این گفتمان دارم. جریان اعتدالگرا از نوع کارگزارانی خود تلاش کرده است با جریان اصلاحات فاصله ایجاد کند. این اوضاع به شکلی است که این جریان در بعضی مقاطع با جریان اصلاحات همراهی می کند و در بعضی مقاطع فاصله می گیرد. به نظر می رسد بین جغرافیای اصلاح طلبی و جغرافیایی اعتدالگرایی از نوع کارگزارانی یک تمایز وجود دارد که با توجه به مقتضیات، فاصله خود را با جریان اصلاحات دور و نزدیک می کند.

دیدگاه شما راجع به مسابقه سه کاندیدای اصلاح طلب در برابر سه کاندیدای اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری سال96 چیست؟ آیا ترکیب کاندیداهای حاضر در انتخابات می تواند نویدبخش یک انتخابات پرشور و با شکوه باشد؟

در مورد سه کاندیدای جریان اصلاحات باید این توصیه را در نظر داشت که دو کارت از سه کارت موجود جهت بازی نکردن هست. آقای جهانگیری و هاشمی طبا نیامده اند که در انتخابات باقی بمانند، بلکه آمده اند که صحنه را ترک کنند. این در حالی است که آقای جهانگیری در مناظره اخیر نقش پررنگی در تببین دستاوردهای دولت و همچنین جریان اصلاحات داشت که عملکرد ایشان قابل تقدیر است.

با این همه، ایشان به همراه آقای هاشمی طبا از قدرت اجماع بین جریان اصلاحات و اعتدالگرایان برخوردار نیستند و نمی توان جهت آنها حضور در پاستور را متصور شد. از سوی دیگر نحوه چینش مهره های اصولگرایی در صحنه انتخابات به شکلی است که به دنبال تزلزل در رأی شکننده آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری سال92 هستند. به همین علت از یک صورت ملایم مانند آقای رئیسی در کنار یک صورت تهاجمی مانند آقای قالیباف در فضای انتخاباتی استفاده کرده اند. اصولگرایان این احتمال را می دهند که در نهایت دستشان از پاستور کوتاه خواهد ماند، به همین علت تلاش می کنند با نوعی انتحار سیاسی و با دو کاندیدای متفاوت عرصه را بر آقای روحانی تنگ کنند و رأی ایشان را بشکنند.

این در حالی است که آقای روحانی نیز آقای روحانی چهار سال قبل نیست و در این چهار سال مشقی نوشته که اتفاقا ممکن است در این مشق غلط هایی وجود داشته باشد. عملکرد آقای روحانی در چهار سال گذشته با سختى ها و آسانى ها ها و زشت و قشنگی های زیادی همراه بوده هست. بدون شک اصولگرایان تلاش خواهند کرد زشتی ها و کاستی های آقای روحانی را در فضای انتخابات و مناظره ها پررنگ کنند.اصولگرایان تلاش می کنند از بعضی نقاط ضعف دولت آقای روحانی استفاده کنند تا به این وسیله بتوانند فضای روانی جامعه را به هم بزنند تا پایگاه رأی آقای روحانی با چالش جدی مواجه شود.

به همین علت تیم انتخاباتی آقای روحانی باید همه جوانب قضیه را مورد تحلیل و ارزیابی قرار بدهد و این مساله را آینده نگری کند که رقبا قرار است از چه ناحیه ای به ایشان ضربه بزنند. از سوی دیگر دولت باید این توصیه را در نظر داشته باشد که پیش از آنکه رقبا تلاش کنند ضعف های دولت را به رخش بکشانند، دستاوردها و چالش های پیش روی دولت را جهت مردم تشریح و تبیین کند. آقای روحانی باید این توصیه را نیز در نظر داشته باشد که از سیاه و سفید کردن فضای انتخابات و مناظره ها پرهیز کرده و این توصیه را در نظر داشته باشد که همه ما قشنگی ها و زشتی ها را با هم داریم و یک طرف نمی تواند همواره سفید و طرف دیگر همواره سیاه باشد. آقای روحانی باید با قشنگی شناسی تبلیغات و شرایط معنوی و روانی جامعه آشنا باشد و ذائقه جامعه را تشخیص بدهد.

اصولگرایان با چه هدفی آقای قالیباف و رئیسی را به صورت همزمان وارد فضای انتخاباتی کرده اند؟ علت این پیچیدگی چیست؟ آیا این احتمال وجود دارد که این دو کاندیدا در نهایت به سود یکدیگر کنار بروند؟

من آقای قالیباف این دوره از انتخابات را عصبانی می بینم. بنده اگر بخواهم به ایشان یک توصیه داشته باشم عنوان می کنم که ایشان از همین نقطه ضربه خواهند خورد. به همین علت بهتر است آقای قالیباف خود را آرام تر کند و زیاد خود را مدیریت کند. خیزی که قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری برداشته علاوه براینکه ممکن است خاکریز های رقیب را فتح کند ولی بدون شک خاکریز های خود را نیز ویران می کند. قالیباف در انتخابات پیش رو جهت تسویه حساب و حرف های نگفته وارد صحنه شده است است.

وی به دنبال عیان کردن پشت پرده ها و شکستن حرمت هاست. قالیباف تلاش می کند با خود شکنی آرای روحانی را نیز بشکند. آقای قالیباف باید این توصیه را درنظر داشته باشد که بازی کردن با خشم ممکن است جهت وی نتیجه تصویر داشته باشد. در نتیجه بهتر است کارت بازی خود را با یک لبخند روی میز بازی بگذارد. با این همه، به نظر من اگر از بین آقای قالیباف و رئیسی یکی بخواهد به سود دیگری کناره گیری کند این آقای قالیباف است که به سود آقای رئیسی کناره گیری خواهد کرد. به نظر می رسد آقای رئیسی آلترناتیو برتر جریان اصولگرایی باشد و درنهایت اصولگرایان روی وی اجماع کنند.

به نظر می رسد آقای رئیسی از شرایطی برخوردار است که بتواند همه طیف های اصولگرایی را حول محور خود جمع کند و نظر های اصولگرایی را در یک نقطه به هم سنجاق کند. این در حالی است که آقای قالیباف فاقد چنین استعدادی هست. بدون شک از سال76 به بعد جریان اصولگرایی از انشقاق درونی زحمت برده هست. در طول20 سال گذشته جریان اصولگرایی هیچ گاه نتوانسته روی یک فرد جهت حضور در انتخابات اجماع کند. با این همه، در شرایط کنونی اصولگرایان روی آقای رئیسی که کارنامه مشخصی در فضای سیاسی ندارد اجماع کرده اند تا کورسویی جهت پیروزی در انتخابات داشته باشند. اگر آقای رئیسی قصد دارد علاوه بر پایگاه رأی اصولگرایان در بین گروه های اعتدالگرا نیز پایگاه رأی داشته باشد باید بین تبلیغات انتخاباتی و عمل خود یک نوع همپوشانی داشته باشد.

آیا مسابقه آقای رئیسی با آقای روحانی مصداق انتخابات دو قطبی خواهد بود؟ دوقطبی سال96 چه تفاوت ها و شباهت هایی با دو قطبی سال76 دارد؟

در شرایط کنونی هر دو جریان سیاسی کشور روی این دو کاندیدا سرمایه گذاری کرده اند و به همین علت می توان این انتخابات را یک انتخابات دو قطبی نام نهاد. با این همه، دوقطبی کنونی با دو قطبی سال76 متفاوت هست. علت این مساله نیز این است که من در این دو قطبی نوعی انعطاف مشاهده می کنم که در انتخابات سال76 وجود نداشت. به همین علت من این دوقطبی را «دوقطبی منعطف» نامگذاری می کنم. مسابقه آقای روحانی و آقای رئیسی فضا را رادیکال و آنتاگونیستی نمی کند. شاید اگر آقای روحانی و آقای قالیباف در دو طرف مسابقه قرار می گرفتند فضا رادیکال تر و آنتاگونیستی تر می شد. به نظر می رسد جریان های سیاسی تلاش کرده اند با رویکردی ملایم تر وارد مسابقه های انتخاباتی شوند و از رادیکال شدن فضا جلوگیری کنند.

آیا احتمال متمایل شدن آرای خاکستری اصولگرایان به سمت آقای روحانی وجود دارد؟ آیا این قضیه حالت تصویر نیز دارد؟

فضای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به شکلی است که زیبای خفته جامعه بیدار نشود و فضا به صورت ملایم و کمترین هزینه ای همراه باشد. اصولگرایان و به صورت واضح آقای رئیسی به دنبال این هستند که قسمت غیرگفتمانی و غیراندیشیدگی جامعه را که عمدتا دارای نظر های اقتصادی و معیشتی هستند با شگردهای پوپولیستی به سمت خود متمایل کنند.

آقای رئیسی تلاش می کند به جای اینکه از آینده و آرزوی بزرگ ها بلندمدت سخن بگوید به دغدغه های کنونی و زودهنگام مردم توجه نشان بدهد تا از این طریق بتواند جهت خود پایگاه رأی ایجاد کند. توصیه جالب این است که آقای رئیسی با استفاده از این روش تلاش می کند در قسمت اصلاح طلب ملایم و غیررادیکال نیز جهت خود عضو گیری کند و شرکت رأی خود را به جریان اصلاحات نیز سرایت بدهد. به نظر می رسد اصولگرایان برسر عقل آمده اند و به دنبال این مساله حرکت کرده اند که نقطه قوت جریان رقیب در انتخابات گذشته چه بوده است که به پیروزی رسیده است.

اصولگرایان حتی به این نتیجه رسیده اند که از شگردهای اصلاح طلبان جهت استفاده از ابزارهایی مانند اینترنت نیز استفاده کنند. به همین علت ما باید منتظر فعالیت گسترده اصولگرایان در فضای انتخابات در روزهای آینده باشیم. اصولگرایان به قول گرامشی، به یک نوع جنگ مواضع روی آورده اند و به همین علت تلاش می کنند مواضع رقیب خود را یکی بعد از دیگری فتح کنند. به همین علت بنده به اصلاح طلبان توصیه می کنم باید همه استراتژی اصولگرایان را بررسی کرد و این فرض را در نظر گرفت که اصولگرایان با «نقشه راه» وارد مسابقه های انتخابات ریاست جمهوری شده است اند. به همین علت تیم انتخاباتی آقای روحانی باید به تمامی جوانب حضور ایشان در انتخابات توجه کنند و جهت هر گونه استراتژی رقیب یک استراتژی منطقی و عقلایی در نظر داشته باشند.

چقدر احتمال می دهید انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم کشیده شود؟

به قول بودا ما آنچه هستیم که دیروز اراده کردیم و آنچه امروز اراده کنیم فردا خواهیم بود. در نتیجه اینکه آیا انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم کشیده خواهد شد و یا خیر، به اراده ما بستگی دارد که با چه تدبیر و استراتژی در انتخابات حضور پیدا کنیم. آقای روحانی نباید به دور خود و اطرافیانش یک پیله بروکراتیک بکشد. وزرای ایشان باید یک این همانی و همپوشانی بین ستاد انتخاباتی و وزارتخانه خود ایجاد کنند. از سوی دیگر دولت آقای روحانی باید از سنگین پایی عبور کند و فضا و کار را به دست جوانان بسپارد تا در یک فضای با نشاط و شورانگیز مردم به پای صندوق های رأی بروند و از ایشان حمایت کنند. بدون شک کشیده شدن انتخابات به دور دوم فارغ از هر نتیجه ای که به دست بیاید جهت آقای روحانی یک شکست به شمار خواهد رفت. در نتیجه آقای روحانی باید تلاش کند در دور اول انتخابات به پیروزی برسد و وقت جهت مخالفان دولت در آینده ایجاد نکند.

اخبار سیاسی – آرزوی بزرگ

واژه های کلیدی: سیاسی | قالیباف | انتخابات | اصلاح طلب | اصولگرایان | اصلاح طلبان | ستاد انتخابات | انتخابات ریاست جمهوری


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs