زود تبریز استقلال تراکتورسازی سید مهدی رحمتی

زود: تبریز استقلال تراکتورسازی سید مهدی رحمتی اخبار ورزشی و نتیجه های مسابقات

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری نویسنده‌ای که ۲۳ سال است گریه نکرده

«هانیا یاناگیهارا» نویسنده رمان «یک زندگی کوچک» در یک مصاحبه از کتابی که زندگی‌اش را عوض کرده، حسادتش به «کازوئو ایشی‌گورو» و رمان‌های دیده‌نشده «هیلاری منتل» ص

نویسنده‌ای که ۲۳ سال است گریه نکرده

نویسنده ای که ۲۳ سال است گریه نکرده

عبارات مهم : آخرین

«هانیا یاناگیهارا» نویسنده رمان «یک زندگی کوچک» در یک مصاحبه از کتابی که زندگی اش را عوض کرده، حسادتش به «کازوئو ایشی گورو» و رمان های دیده نشده «هیلاری منتل» صحبت کرده است.

به گزارش ایسنا، «گاردین» اخیرا مصاحبه ای کوتاه ولی جالب با «هانیا یاناگیهارا» رمان نویس نامزد «بوکر» منتشر کرده و در آن پرسش های جالبی از این رمان نویس، روزنامه نگار و سفرنامه نویس پرسیده است که در ادامه می خوانید.

کتابی که در حال خواندن آن هستید؟
«چطور از یک بلا جان سالم به در ببریم» نوشته «دیوید فرانس» که تاریخچه ای از بیماری ایدز در ایالات متحده آمریکاست و همچنین «رابطه اسپارشولت» نوشته «آلن هالینگ هرست».

آخرین کتابی که باعث شد بخندید؟
چطور است آخرین کتابی را بگویم که باعث شد ضربان قلبم اوج برود؟ این کتاب «وضعیت آزادی» نوشته «نیل موکرجی» بود؛ اثری کاملا تاثیرگذار و ترسناک و حیرت آور.

کتابی که اصلا دیده نشده؟
«تالار گرگ» هیلاری منتل در وقت انتشار خیلی خوب مورد تحسین واقع شد، ولی من می گویم ای کاش همه آن هایی که این رمان را خوانده اند، کارهای اولیه «منتل» را هم مطالعه می کردند. رمان هایی مثل «هر روز، روز مادر است»، «مالکیت هیچ» و «آزمایش عشق» همگی خنده دار، لذت بخش و فوق العاده هستند. نویسنده دیگری هم است که در انگلستان بیش از آمریکا مخاطب دارد و او «جاناتان کویی» است و من «باران پیش از بارش» او را خیلی دوست دارم.

کتابی که آرزو داشتی تو نوشته باشی؟
«بازمانده روز» نوشته «کازوئو ایشی گورو»، البته در واقع چندین کتاب هستند. می دانی هنگامی که داری یک کار خاص را می خوانی، به ندرت می توانی حسادت کورکننده ات را زیر سایه تحسین پنهان کنی.

کتابی که زندگی تان را عوض کردن داد؟
زیاد بودند، ولی اگر بخواهم نام ببرم می گویم «خداحافظ، کلمبوس» نوشته «فیلیپ راث». پدرم این کتاب را به من داد و این اتفاق جهت من یک کشف و شهود بود. خیلی جاهای آن را نمی فهمیدم؛ شاید نخستین کتاب بزرگسالی بود که می خواندم. با این حال آن قدر می فهمیدم که متوجه شوم این کتاب با وجود این که نوعی گرامیداشت سابقه نویسنده محسوب می شد، خیانت به آن هم بود. این جهت من یک درس زودهنگام و مهم بود. نخستین کتاب هایی را که خواندم پدرم گزینش می کرد و بر حسب سلیقه او بود. ما با هم آثار «باربارا پایم»، «آنیتا بروکنر»، «وی.اس. نایپل»، «دیوید لیویت»، «ولادیمیر ناباکوف»، «جیمز بولدوین» و مسلما آثار تمام مدرنیست های ژاپنی را می خواندیم و همین طور خیلی از کارهای اولیه «راث» را.

کتابی که ذهنیت تان را متحول کرد؟
من هرگز کتابی مثل «زندگی نامه سرخ» نوشته «آنه کارسون» را نخوانده و نخواهم خواند.

کتابی که روی نوشتارتان تأثیر گذاشت؟
نمی دانم که این کتاب لزوما بر نوشتار من تأثیر گذاشت یا نه، ولی یکی از آثاری که دائم به آن برمی گردم، «خواهران ماکیوکا» رمان تقریبا بی نقص «جونیچیرو تانیزاکی» است.

کتابی که نتوانستید تمام کنید؟
تا دو سال پیش همه جور کتابی را تمام می کردم، هر چقدر هم سخت بود. بعدها متوجه شدم مجبور نیستم این کار را بکنم. نخستین بار که این کار را کردم، احساس گناه و گیجی داشتم. انگار داشتم از چیزی فرار می کردم. ولی از آن موقع آن ها را کاملا رها کرده ام. آخرین کتابی که نیمه کاره رها کردم، «مونستون» نوشته «ویکی کالینز» است.

کتابی که بابت نخواندنش خجالت می کشی؟
خدای من! زیاد هستند، ولی اگر بخواهم نام ببرم می گویم «تصویر یک بانو» نوشته «هنری جیمز» که البته به زودی به سراغش می روم، چون اخیرا «خانم آزموند» جان بنویل را تمام کرده ام.

کتابی که هدیه می دهید؟
بستگی دارد که هدفم از آن هدیه چه باشد. در سال گذشته من چندین جلد از « Some Prefer Nettles» نوشته «تانیزاکی» و «ابرهای عصرگاهی» نوشته «ژونزو شونو» را هدیه دادم.

آخرین کتابی که باعث شد گریه کنید؟
من از سال ۱۹۹۵ تا حالا گریه نکرده ام و نمی خواهم دوباره شروع کنم.

*****
«هانیا یاناگیهارا» متولد بیستم سپتامبر ۱۹۷۴ هست. او در لس آنجلس به دنیا آمده و در هاوایی بزرگ شده است هست. پدرش اهل هاوایی و مادرش متولد سئول هست. به همراه خانواده هاش بارها مکان زندگی اش را عوض کردن داده هست؛ هاوایی، نیویورک، مریلند، کالیفرنیا و تگزاس از جمله شهرهایی هستند که این رمان نویس در آن ها سکونت داشته است.

«یاناگیهارا» کارش را با خبرنگاری و سپس قلم زدن در نشریه گردشگری شروع کرد. او از سال ۲۰۱۵ دبیر مجله «نیویورک تایمز استایل» شده است است.

اولین رمان او با عنوان «مردمان بر درختان» در سال ۲۰۱۳ منتشر شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت. این اثر که براساس داستانی واقعی نوشته شده است بود، به عنوان یکی از عالی ترین رمان های سال آشنا شد.

«یاناگیهارا» دومین رمانش «یک زندگی کوچک» را مارس ۲۰۱۵ روانه بازار کرد. این اثر هم نقدهای مثبتی در پی داشت و از همه مهم تر او را تا نامزدی مرحله نهایی جایزه «من بوکر» پیش برد. «یک زندگی کوچک» به فهرست نامزدهای نهایی جایزه ملی کتاب آمریکا هم راه پیدا کرد.

نویسنده‌ای که ۲۳ سال است گریه نکرده

واژه های کلیدی: آخرین | زندگی | نویسنده | زندگی نامه | اخبار فرهنگی و هنری


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs